امام صادق عليه السلام:    

 جز اين نيست كه مؤمن شبيه كفّة ترازوست كه هر قدر ايمان او زياد شود، بلا و گرفتاري او هم بيشتر مي شود. بحارالانوار، ج71، ص 151.

اي مردم! ما همة شما را نخست از مرد و زني آفريديم و آنگاه شعبه ها و قبيله هاي مختلف قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد. همانا گرامي ترين شما نزد پروردگار، باتقواترين شماست. حجرات13
صفحه نخست- معرفی دار الثقلین- فعالیت ها- مجمع المهدی(ع)- مجمع الرضا(ع)- نشریه کلام ثقلین- اخبار دارالثقلین- یاد یاران - رهنمود -ارتباط با ما - نظرات شما - پیوند ها
قرآن- عترت -امام زمان(عج)- احکام- اخلاق - تقویم تاریخ - گلستان قلم - معرفی کتاب - چهره های فرهنگی  - مهمان -محافل نور - سیر و سیاحت - پیام ها


امام خميني(ره) و انديشه انتظار
 

 
   ● نويسنده: ابراهيم‌ - شفيعي‌سروستاني‌

منبع: خبرگزاری - فارس

عظمت وجودى و ابعاد مختلف شخصيت حضرت صاحب‏ الامر(عج) باعث شده كه در طول هزار و اندى سال كه از غيبت كبرى مى‏گذرد، هر گروه از مردم بسته به گرايش‏هاى خاص اعتقادى، اجتماعى و فرهنگى كه داشته‏اند، از ديدگاهى خاص به تحليل شخصيت و تعيين جايگاه آن حضرت در عالم هستى بپردازند و هر گروه تنها درك و تصور خود از اين موضوع را تصور درست و مطابق با واقع از شخصيت آن يگانه هستى تلقّى كنند.

در اين ميان جمعى از اصحاب سير و سلوك و رهروان طريق عرفان و معنا با طرح موضوع خليفهاللَّه و انسان كامل و پرداختن به نقش حجت الهى در عالم هستى، تنها به جنبه فرا طبيعى آن وجود مقدس توجه كرده و از ساير جنبه‏ها غفلت ورزيدند.

گروهى ديگر از اصحاب شريعت توجه خود را تنها معطوف به جنبه طبيعى آن وجود مقدس ساخته و ضمن مطرح كردن نقشى كه آن حضرت به عنوان امام و پيشواى مردم به عهده دارند هيچ‏گونه مسئوليتى را در زمان غيبت متوجه مردم نديدند و تنها تكليف مردم را اين دانستند كه براى فرج آن حضرت دعا كنند تا خود بيايند و امور مردم را اصلاح كنند.

عده‏اى هم ضمن توجّه به جنبه فراطبيعى و طبيعى وجود مقدس حضرت مهدي(عج) تمام همّ و غمّ خود را متوجّه ملاقات با آن حضرت ساخته و تنها وظيفه خود را اين دانستند كه با توسل به آن حضرت به شرف ملاقات با آن ذات اقدس نائل شوند.

اما در اين ميان گروهى با در نظر گرفتن همه ابعادى كه بدانها اشاره شد، به طرح معناى درست انتظار پرداخته و درصدد تعيين وظيفه و نقش مردم در دوران غيبت برآمدند. در اين ديدگاه، هم مسئله خلافت الهى انسان كامل مطرح است، هم به جايگاه و نقش مردم در قبال آن حضرت توجّه شده و هم وظيفه‏اى كه مردم در دعا براى حفظ آن وجود مقدّس و تعجيل در ظهورش دارند از نظر دور داشته نشده است.

شايد بتوان امام خمينى‏(ره) را به عنوان درخشان‏ترين چهره از گروه اخير ذكر كرد. امام راحل با طرح انديشه تشكيل حكومت اسلامى در عصر غيبت و تلاش خستگى‏ناپذير در راه تحقق اين انديشه، به «انتظار» معنا و مفهوم تازه‏اى بخشيد و تعريفى نو از رسالت و تكليف شيعيان در برابر حجت خدا ارائه داد.

براى روشن‏تر شدن ديدگاه حضرت امام در اين زمينه، به برخى از مهم‏ترين شاخصه‏هاى اين ديدگاه اشاره مى‏كنيم:

الف) ارائه برداشتى متفاوت از مفهوم حجت: ايشان با ارائه مفهومى عميق و بديع از «حجت بودنِ امام معصوم» اعلام مى‏دارند كه چون خداوند در روز قيامت به سبب وجود امام زمان و پدران بزرگوارش(عليهم السلام) بر بندگان احتجاج و نسبت به عمل براساس سيره، رفتار و گفتار اين بزرگواران از مردم بازخواست مى‏كند، بر آنان لازم است كه همه تلاش خود را براى تحقق سيرت امامان معصوم‏(عليهم السلام) درجامعه به كار بندند و در اين زمينه هيچ عذر و بهانه‏اى از آنها پذيرفته نمى‏شود.

حضرت امام در كتاب البيع خود به هنگام بررسى ادله ولايت فقيه، ضمن برشمردن توقيع شريف حضرت صاحب‏الامر(عج) كه در آن آمده است: «... و أمَّا الحَوادِثُ الواقِعَهُ فاَرجِعُوا فِيها إلى رُواهِ حَدِيثِنا فَإِنَّهُم حُجَّتي عَلَيكُم وَ أنَا حُجَّهُ اللَّهِ عَلَيهِم.(1)

... و اما در رويدادهايى كه براى شما پيش مى‏آيد به راويان حديث ما مراجعه كنيد؛ چرا كه آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر ايشان هستم.»

مى‏فرمايد:

مقصود از حجت خدا بودنِ امام معصوم اين نيست كه فقط بيان‌كننده احكام است؛ زيرا گفته بزرگانى چون زراره و محمد بن مسلم نيز حجت است و هيچ‏كس حق مردود دانستن و عمل نكردن به روايات ايشان را ندارد و اين امر بر همگان آشكار است. بلكه منظور از حجت بودن امام زمان و پدران بزرگوارش، صلوات‏اللَّه عليهم اجمعين، اين است كه خداوند تعالى به سبب وجود ايشان و سيره و رفتار و گفتار آنان در تمام شئون زندگى‏شان، بر بندگان احتجاج مى‏كند. از جمله شئون امامان، عدالت آنان در همه زمينه‏هاى حكومت است. به عنوان مثال، وجود اميرالمؤمنين‏(ع) براى تمام فرمانداران و حاكمان ستم‏پيشه حجت است؛ زيرا خداوند به واسطه سيرت آن بزرگوار، باب عذر و بهانه را بر همه آنان در تعدى از حدود الهى و تجاوز به اموال مسلمانان و سرپيچى از قوانين اسلامى بسته است. همين گونه‏اند سايرحجت‏هاى خداوند، به ويژه حضرت ولى عصر(عج) كه عدل را در ميان مردم مى‏گستراند و زمين را از قسط پر مى‏كند و بر اساس نظامى عادلانه بر مردم حكم مى‏راند.(2)

براساس همين نگاه به حجت خدا بود كه ايشان خطاب به مسئولان جمهورى اسلامى ايران مى‏فرمودند:

ما بايد خودمان را مهيا كنيم از براى اينكه اگر چنانچه موفق شديم ان‏شاءاللَّه به زيارت ايشان، طورى باشد كه روسفيد باشيم پيش ايشان. تمام دستگاه‏هايى كه الان به كار گرفته شده‏اند در كشور ما بايد توجه به اين معنا داشته باشند كه خودشان را مهيا كنند براى ملاقات حضرت مهدى، سلام‏اللَّه‏عليه.(3)

ب) دگرگون ساختن مفهوم انتظار: امام خمينى مفهومى را كه در طول قرون و اعصار از «انتظار» در اذهان بسيارى از شيعيان نقش بسته بود دگرگون ساخت و با همه ديدگاه‏هايى كه انتظار را برابر با سكون، ركود و تن دادن به وضع موجود معرفى مى‏كردند به مقابله جدى پرداخت:

«بعضى‏ها انتظار فرج را به اين مى‏دانند كه در مسجد، در حسينيه و در منزل بنشينند و دعا كنند و فرج امام زمان‏(عج) را از خدا بخواهند [...] يك دسته ديگرى بودند كه انتظار فرج را مى‏گفتند اين است كه ما كار نداشته باشيم به اينكه در جهان چه مى‏گذرد، بر ملت‏ها چه مى‏گذرد، بر ملت ما چه مى‏گذرد، به اين چيزها كار نداشته باشيم، ما تكليف‏هاى خودمان را عمل مى‏كنيم، براى جلوگيرى از اين امور هم خود حضرت بيايند ان‏شاءاللَّه درست مى‏كنند‍ [...] يك دسته‏اى مى‏گفتند كه خوب! بايد عالم پر معصيت بشود تا حضرت بيايد ما بايد نهى از منكر نكنيم، امر به معروف هم نكنيم تا مردم هر كارى مى‏خواهند بكنند، گناهان زياد بشود كه فرج نزديك بشود [...] يك دسته‏اى از اين بالاتر بودند و مى‏گفتند بايد دامن زد به گناهان، دعوت كرد مردم را به گناه تا دنيا پر از ظلم و جور شود و حضرت، ‏عليه السلام تشريف بياورند [...] يك دسته ديگر بودند كه مى‏گفتند هر حكومتى اگر در زمان غيبت محقق بشود، اين حكومت باطل است و برخلاف اسلام است.(4)

ايشان ضمن ردّ همه ديدگاه‏هاى يادشده ديدگاه خود در باب انتظار فرج را اين‏گونه بيان مى‏كند:

همه ما انتظار فرج داريم و بايد در اين انتظار خدمت كنيم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما بايد كوشش كنيم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پيدا كند و مقدمات ظهور ان‏شاءاللَّه تهيه شود.(5)

همه انتظار داريم وجود مبارك ايشان را، لكن با انتظار تنها نمى‏شود، بلكه با وضعى كه بسيارى دارند، انتظار نيست. ما بايد ملاحظه وظيفه فعلى شرعى - الهى خودمان را بكنيم و باكى از هيچ امرى از امور نداشته باشيم.(6)

ج) تلاش براى تحقق عدالت در عصر غيبت: حضرت امام، تلاش براى تحقق عدالت و جلوگيرى از ظلم در عصر غيبت را يك تكليف الهى دانسته و همه مسلمانان را دعوت مى‏كردند كه تا سر حد توان خود اين تكليف الهى را به انجام رسانند:

«ما اگر دستمان مى‏رسيد، قدرت داشتيم بايد برويم تمام ظلم‏ها و جورها را از عالم برداريم. تكليف شرعى ماست منتها ما نمى‏توانيم، اينكه هست اين است كه حضرت عالم را پر مى‏كنند از عدالت، نه شما دست برداريد از اين تكليفتان، نه اينكه شما ديگر تكليف نداريد.»(7)

«البته اين پر كردن دنيا را از عدالت، اين را ما نمى‏توانيم بكنيم. اگر مى‏توانستيم مى‏كرديم اما چون نمى‏توانيم بكنيم ايشان بايد بيابند.»(8)

د) زمينه‏سازى براى ظهور منجى موعود: رهبر فقيد انقلاب اسلامى معتقد بود كه بايد با گسترش اسلام راستين در جهان و مبارزه با سلطه جهانخواران، راه را براى ظهور منجى موعود هموار ساخت:

«ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در كشورهاى اسلامى مى‏شكنيم و با صدور انقلابمان، كه در حقيقت صدور اسلام راستين و بيان احكام محمدى است، به سيطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه مى‏دهيم و به يارى خدا راه را براى ظهور منجى و مصلح كل و امامت مطلقه حق امام زمان، ارواحنا فداه، هموار مى‏كنيم.»(9)

هـ) حركت در جهت تحقق حكومت جهانى اسلام: امام راحل به جدّ بر اين باور بود كه انقلاب اسلامى ايران، نقطه شروع انقلاب جهانى حضرت مهدى(‏ع) است و از اين رو پيوسته به مسئولان نظام توصيه مى‏كردند كه هرگز از آرمان عظيم انقلاب اسلامى كه تشكيل حكومت جهانى اسلام است غافل نشوند:

«مسئولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست، انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت - ارواحنا فداه - است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانيان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد، مسائل اقتصادى و مادى اگر لحظه‏اى ‏مسئولين را از وظيفه‏اى كه برعهده دارند منصرف كند، خطرى بزرگ و خيانتى سهمگين را به دنبال دارد. بايد دولت جمهورى اسلامى تمام سعى و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمايد، و اين بدان معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهانى اسلام است منصرف كند.»(10)

در سال‏هاى اخير گروهى از فرزندان انقلاب اسلامى و وفاداران به آرمان‏هاى امام خمينى تلاش كردند كه با الهام از انديشه‏هاى اين پير فرزانه، ابعاد و زواياى ديگرى از انديشه انتظار شيعى را تبيين كنند. اين گروه با درك عميق از موقعيت كنونى انقلاب اسلامى در جهان، نيازهاى فرهنگى جامعه اسلامى ايران و شرايط سياسى، فرهنگى و اقتصادى حاكم بر جهان معاصر، تبليغ و ترويج باور مهدوى و فرهنگ انتظار را سر لوحه فعاليت‏هاى خود قرار داده و پرداختن به امور زير را در عصر حاضر ضرورى مى‏دانند:

1. شناسايى و نقد بنيادين وجوه مختلف فرهنگ و تمدن مغرب زمين، به عنوان فرهنگ و مدنيتى كه در تقابل جدى با آرمان «حقيقت مدار»، «معنويت‏گرا» و «عدالت محور» مهدوى قرار دارد؛ زيرا انسان‏هاى عصر غيبت تنها زمانى مى‏توانند به ريسمان ولايت مهدوى چنگ زنند و به تمام معنا در سلك منتظران موعود قرار گيرند كه باطل زمان خويش را به‏درستى بشناسند و با تمام وجود از آن بيزارى جويند.

2. شناخت و نقد جدى مناسبات فرهنگى، سياسى و اقتصادى حاكم بر جوامع اسلامى؛ مناسباتى كه عمدتاً به تقليد از الگوهاى توسعه غربى و تحت‏تأثير انديشه‏هاى عصر مدرنيته در اين جوامع شكل گرفته است؛ چرا كه اين جوامع بدون شناخت جدى از وضع موجود خود نمى‏توانند به راهكارهاى مبتنى بر آموزه‏هاى دينى براى خروج از فتنه‏هاى فراگير عصر غيبت دست يابند.

3. تلاش در جهت تدوين استراتژى سياسى، فرهنگى، اقتصادى و نظامى جوامع اسلامى در عصر غيبت و تا رسيدن به عصر طلايى ظهور، براساس انديشه مهدوى و فرهنگ انتظار.

4. بازشناسى وجوه مختلف اعتقادى، تاريخى، فرهنگى و اجتماعى انديشه مهدوى و فرهنگ انتظار با بهره‏گيرى از منابع متقن و مستدل و استفاده از همه توان مراكز علمى حوزوى و دانشگاهى در زمينه مباحث، كلامى، فلسفى، عرفانى، اخلاقى، علوم اجتماعى و سياسى و... .

. تلاش در جهت پالايش انديشه ناب مهدوى از هرگونه شائبه جعل و تحريف و زدودن اين انديشه از زنگارهاى جهل و خرافه، سخنان سست و بى‏اساس و هرگونه ديدگاه انحرافىِ مبتنى بر افراط يا تفريط.

6. پاسخگويى عالمانه و متناسب با نيازهاى روز به شبهات، پرسش‏ها و ابهام‏هاى موجود در زمينه منجى‏گرايى شيعى.

7. احيا و گسترش فرهنگ انتظار و تلاش براى شناساندن نقش سازنده اين فرهنگ در پايدارى و پويايى جوامع اسلامى.

8. تبيين وظايف و تكاليف مردم در برابر حجت خدا و امام عصر(عج)، نهادينه ساختن اين وظايف و تكاليف در فرد و اجتماع و آماده‌ساختن جامعه اسلامى براى استقبال از واقعه مبارك ظهور.

9. مقابله جدى با كليه جريان‏هاى سياسى ـ فرهنگى كه در قالب كتاب، نشريه، فيلم، نرم‏افزارهاى رايانه‏اى، پايگاه‏هاى اطلاع‏رسانى جهانى (اينترنت) و... به تقابل با انديشه موعودگرايى شيعى مى‏پردازند.

10. بررسى و نقد كليه ديدگاه‏هايى كه از سوى متفكران غرب در زمينه جهان آينده و آينده جهان مطرح شده است.

بى‏ترديد اگر نكات ياد شده سرلوحه فعاليت مراكز، مؤسسات و نهادهاى فعال در حوزه مهدويت و همه كسانى كه در پى تبليغ و ترويج مباحث مهدوى در كشور هستند، قرار گيرد، مى‏توان اميدوار بود كه جامعه شيعى ايران به مدد انديشه سازنده و تحول‏آفرين انتظار از فتنه‏ها و آشوب‏هاى عصر غيبت به سلامت به درآيد و زمينه‏ساز ظهور مصلح موعود گردد. (ان‏شاءاللّه)

 

پى‏نوشت‏ها:

1) صدوق، محمدبن على بن حسين، كمال الدين و تمام النعمه، قم، مؤسسه النشر الإسلامى، بى‏تا، ج2، ص483، ح4.

2) امام خمينى، كتاب البيع، نجف، مطبقه الآداب، 1349ق. ج2، ص475-474؛ همو، شئون و اختيارات ولى‏فقيه (ترجمه مبحث ولايت فقيه از كتاب البيع)، تهران، وزارت ارشاد اسلامى، 1365، ص46.

3) صحيفه نور (مجموعه رهنمودهاى امام خمينى)، سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى، 1369، ج12، ص208-209.

4) همان، ج19، ص196-197.

5) همان، ج7، ص255.

6) همان، ج19، ص154.

7) همان، ص198.

8) همان، ج20، ص197.

9) همان.

10) همان، ج21، ص108.

 

آشنايي با مهدي موعود

 اللهم کن لولیک الحجـة بن الحسـن صلواتک علیه و علی آبائـه فی هذه السـاعه و فـی کل ساعة ولیاً و حافظاً وقائداً وناصراً و دلیلاً و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا "

كيفيت تولد حضرت 

آفتاب وجود دوازدهمين پيشواي ولايت در آسمان وجود بشريت در نيمه شعبان سال 255 هجري بر جهانيان پرتو افكند. در اين تاريخ هيچ اختلافي نيست و كليه علماي فريقَين (شيعه و سني) اتفاق نظر دارند. او هم‌نام رسول اكرم(ص) و هم كنيه آن حضرت (ابوالقاسم) است. حضرت حكيمه خاتون- دختر امام محمدتقي (ع) وعمه امام حسن عسگري(ع) مي گويد:

 در روز پنجشنبه- نيمه شعبان- به منزل برادرزاده‌ام حضرت حسن بن علي العسگري(ع) رفتم. چون قصد مراجعت نمودم‏، حضرت فرمود: اي عمه، امشب را نزد ما باش كه در اين شب فرزند گرامي‌اي متولد مي شود كه حق تعالي به او زنده مي گرداند زمين را به علم و ايمان و هدايت، بعد از آنكه مرده باشد به شيوع كفر و ضلالت.

گفتم: اي سيد من، مولود از كه به هم مي رسد. فرمود: از نرجس. پس برخاستم پشت و شكم نرجس را ملاحظه كردم، هيچگونه اثري از حمل،در او نديدم. در حالِ حيرت بودم كه حضرت فرمود: اي عمه، صبح اثر حمل او ظاهر مي شود، مَثَل او مَثل مادر موسي است. شب را تا نزديك صبح آنجا ماندم و اثري در نرجس خاتون نديدم. نزديك بود شكي در من پيدا شود كه ناگاه امام از حجره خود صدا زد: شك مكن، وقتش نزديك شده. ناگاه مقارن صبح صادق حالت اضطراب در نرجس ظاهر شد. او را در برگرفتم. امام دستور فرمود: سوره قدر را بر او بخوانم. شروع كردم به خواندن سوره قدر. در آن حال شنيدم كه آن طفل در شكم مادر در خواندن سوره با من همراهي مي كرد. من از اين واقعه ترسيدم. امام فرمود: اي عمه تعجب مكن از قدرت باري تعالي كه طفلان ما را به حكمت گويا مي كند. در اين موقع بين من و نرجس خاتون پرده‌هايي حايل شد كه ديگر او را نمي ديدم. فرياد كنان نزد امام دويدم. حضرت فرمود: اي عمه، برگرد كه او را در جاي خود خواهي ديد. چون برگشتم پرده برداشته شده بود و در نرجس نوري مشاهده كردم كه ديده‌ام را خيره كرد و حضرت صاحب را ديدم- رو به قبله- به سجده افتاده، بعد انگشت سبابه را به آسمان بلند كرده و مي گويد: «اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلا اللهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ وَ اَنَّ جَدي رَسولَ اللهِ وَ اَنَّ اَبِي اَميرَالمُؤمِنينَ وَصيُ رَسولِ اللهِ» و بعد يك يك امامان را شمرد تا به خودش رسيد. 

صورت و سيرت حضرت

 

رسول خدا(ص) فرمود:مهدي از اولاد من است. صورتش مانند ستاره درخشان، و رنگش مانند رنگ صورت مردم عربستان گندم گون، جسمش چون مردم بني اسرائيل بلند قد و عظيم الجثه است. او زمين را پر از عدل و داد مي كند پس از جور و ظلم و تمام موجودات از حكومت او راضي هستند. خواه سماواتيان و خواه زمينيان و پرندگان هوا.بر حسب اخبار و روايات متواتره، حضرت مهدي(عج) شبيه ترين افراد به پيامبر خداست. و خطي از موي سبز به رنگ زمرد از گردن تا ناف مباركش كشيده شده است. رنگش گندم گون و مايل به سبزي است. داراي پيشاني درخشان و ابروان كشيده، چشمان مشكين و بيني كشيده و قلمي و ران هاي پهن است. گونه هايش داراي خال و جسم لطيفش اسرائيلي متساوي الخلقه مي باشد. داراي خال هاشمي درخشان است. موي ريش مباركش محرابي مايل به رنگ خرمايي سياه و كشيده و مجعد و انبوه است. داراي عمامه عربي و شمشير هميشه حمايل دارد. شكوه و جلال او هر بيننده را متوجه خود ساخته و صورتش در لطافت چون گل بابونه و ارغوان است كه شبنم بر آن نشسته باشد. بر تمامي اهل جهان غير از اجداد مباركش فضيلت دارد.

حضرت مهدي(عج) در سيرت، مردي خوش زبان، گرم خو، مهربان، عطوف، رحيم و جواد، شجاع، با هيبت و صلابت است. هر كسي او را ببيند مي گويد جوان چهل ساله اي بيش نيست، با يك قيافه بسيار جالب و جاذب.

او در صورت و سيرت شبيه پيغمبر اكرم(ص) مي باشد.

 

القاب و كنيه هاي حضرت

نام اصلي آن حضرت «م ح م د» است. نامي كه پيامبر اكرم(ص) بر او نهاده و فرمود: اسم او اسم من و كنيه او كنيه من است. كنيه حضرت ابوالقاسم است و به ايشان ابوصالح، ابو عبدالله، ابو ابراهيم، ابوجعفر، و ابوالحسن هم گفته مي شود. القاب آن حضرت بسيار زياد است. از جمله:

1- مهدي: مشهورترين لقب آن حضرت است. مهدي كه اسم مصدر هدايت است، به معني كسي است كه بوسيله خدا هدايت شده باشد. امام صادق(ع) در ضمن حديثي فرمودند:

آن حضرت را مهدي گويند، زيرا مردم را به امري كه گم كرده اند هدايت مي كند. (1) 

همچنين امام باقر(ع) فرمودند: 

او را مهدي ناميدند براي اينكه به امري پنهان (اسلام راستين) هدايت مي كند. 

2- قائم: يعني قيام كننده به حق. رسول خدا(ص) فرمودند: 

از اين جهت او را قائم ناميدند كه پس از فراموش شدن نامش قيام مي كند. (2) 

امام جواد (ع) در پاسخ به اين پرسش كه چرا او را قائم مي نامند، چنين فرمودند: 

زيرا پس از آنكه نامش از خاطره ها فراموش شود و اكثر معتقدين به امامتش از دين خدا برگردند قيام مي كند. (3) 

3- منتظر: از امام جواد(ع) پرسيدند چرا وي را منتظر مي گويند؟ ايشان فرمودند: 

زيرا وي براي مدتي طولاني غيبت مي نمايد و علاقمندان، منتظر ظهورش خواهند بود و آنان كه ترديد دارند، او را انكار مي كنند. (4) 

4- بقيه الله: روايت شده كه چون آن حضرت قيام كند، پشت به كعبه مي ايستد و سيصد و سيزده نفر دور او جمع مي شوند. اول چيزي كه مي فرمايد اين آيه شريفه است: 

بَقِيَّةُ اللهِ خَيرٌ لَكُم اِن كُنتُم مُؤمِنين. آنگاه مي فرمايد: منم بقيه الله و حجت او و خليفه او بر شما. پس هيچ سلام كننده‌اي بر او سلام نمي كند مگر اينكه مي گويد: السلامُ عَلَيك يا بَقيةَ اللهِ فِي اَرضِهِ.

ديگر القاب آن حضرت عبارتند از: حجة الله، خلف صالح، مُنتقِم، ولي الله، صاحب الامر، صاحب الزمان، منصور و ... .

 حضرت مهدي از ديدگاه قرآن

يكي از موضوعاتي كه خداوند متعال به آن اشاره فرموده اند، مساله حضرت مهدي و قيام ايشان است. آياتي در آن كتاب مقدس وجود دارد كه روزي را براي جهان نويد مي دهد كه حق‌پرستان و مردم شايسته جهان، قدرت و حكومت زمين را در دست مي گيرند و دين اسلام بر تمام اديان غالب مي گردد. بعنوان نمونه به ذكر چند مورد مي پردازيم: 

1- در سوره نساء، آيه 105 مي فرمايد: 

«وَ لَقَد كَتَبنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعدِ الذِكرِ اَنَّ الاَرضَ يَرِثُها عِبَادِي الصَالِحُون»، ما بعد از آنكه در تورات نوشته بوديم، در زبور نيز نوشتيم كه بندگان شايسته من وارث زمين مي شوند. 

2- در سوره نور، آيه 55 مي فرمايد:

خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده اند و عمل شايسته انجام داده اند، وعده داده كه آنان را خليفه زمين گرداند، چنان كه گذشتگان را نيز قبلاَ خليفه گردانيده بود و ديني را كه بر ايشان پسنديده است استوار و نيرومند گرداند و ترسشان را به ايمني تبديل كند، تا مرا عبادت كنند و چيزي را شريك قرار ندهند.

3- در سوره قصص، آيه 4 مي فرمايد: 

«وَ نُريدَ اَن نَمُنَّ عَلَي الذِينَ اسْتُضعِفُوا فِي الاَرضِ وَ نَجعَلَهُم اَئِمَّةً وَ نَجعَلَهُم الوَارِثين»، ما اراده كرديم كه به ضعيفان زمين منت نهاده و آنها را پيشوايان و وارثان زمين گردانيم.

از اين آيات شريفه استفاده مي شود كه دنيا روزي را در پيش دارد كه قدرت و اداره زمين به دست مومنين و صالحان افتاده و آنان پيشوا و پيشرو تمدن هاي بشري مي گردند، و دين اسلام بر تمام اديان غالب مي شود و يكتاپرستي جايگزين شرك مي گردد. آن روز درخشان، همان روز قيام منجي بشريت، مهدي موعود مي باشد.

حضرت مهدي از ديدگاه اهل بيت(ع)

 1- رسول اكرم(ص) فرمود: مهدي از فرزندان من است. اسم او‏ اسم من و كنيه اش كنيه من (ابوالقاسم) است. از نظر اخلاق شبيه ترين مردم به من است. براي او غيبت و سيرتي است كه در آن، بسياري گمراه مي شوند. آنگاه مثل شهاب ثاقب مي آيد و زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد چنانكه پر از ظلم و ستم شده باشد.(5)

پيامبر اكرم (ص) در حجة الوداع- در سرزمين غدير خم- در برابر بيش از صد و بيست هزار نفر به همين موضوع اشاره كردند و فرمودند:

 اي مردم! به خدا و رسول خدا و نوري كه همراه او نازل شده ايمان بياوريد، پيش از آنكه صورت‌هايي را واژگون كرده به طرف پشت بازگردانيم‌شان. اي مردم! نور خداي تبارك و تعالي در من قرار گرفته، سپس در وجود علي(ع) و پس از آن در نسل او تا قائم آل محمد(ص) كه حق خدا را بازستاند و همه حقوق از دست رفته ما را باز پس گيرد آگاه باشيد كه او هر دانشمندي را به دانش و هر ناداني را به جهلش مي شناسد. آگاه باشيد كه او نهري خروشان از اقيانوسي بي كران مي باشد. (6)

 پيامبر اكرم(ص) مي افزايد:

 خداي تبارك و تعالي از روزها جمعه را برگزيد و از شب ها، شب قدر را، و از ماهها،‌ ماه رمضان را و مرا ميان پيامبران و علي را از من، و حسن و حسين را از علي برگزيد و از حسن و حسين نُه تن را برگزيد كه نهمين آنها قائم آنهاست كه ظاهر و باطن آنهاست.(7)

 2- مردي خدمت امير مومنان شرفياب شد و عرض كرد: از مهدي براي من سخن بگو، حضرت فرمود: ... آستانه اش از همه گشادتر، دانشش از همه افزون تر و براي خويشاوندانش از همه نيكوتر است. بارالها! بيعت او را پايان بخشِ همه اندوها قرار بده. پراكندگي امت را به دست او به يگانگي مبدل فرما. اگر خداوند چنين روزي را نصيب تو ساخت. چون كوه استوار باش. اگر چنين روزي را درك كردي، به سوي احدي از او روي متاب. اگر به كويش راه يافتي، از او در مگذر. (8)

 حضرت علي(ع) در نهج البلاغه مي فرمايد: كسي كه در پي او باشد، اثر او را نمي بيند. هيچ اثر شناسي از او نشاني به دست نياورد، هر چند در اين راه بكوشد. در آن رويدادها قومي ذهن و فكرشان صيقلي شده، همچون صيقل شمشير به دست آهنگر. ديدگانشان به نور قرآن روشن و گوش هايشان به تفسير آن مانوس. پس از جام خرد و حكمت كه بامداد به آنان مي نوشند شبانگاه نيز سيراب مي گرداند.(9)

 

3- از جابربن عبدالله انصاري نقل شده كه مي گويد: خدمت حضرت فاطمه زهرا(س) شرفياب شدم. در برابر آن حضرت لوحي بود كه اسامي اوصياء از نسل او در آن ثبت شده بود. شمردم تعدادشان دوازده تن بود كه آخر آنها قائم(عج) بود. سه تن از آنها به نام محمد، چهار تن به نام علي و ... . (10)

قسمتي از متن لوح:

 ه نام خداوند بخشنده مهربان.

 

اين نوشتاري است از جانب خداي عزيز و فرزانه به سوي پيامبر نور، سفير و راهنمايش محمد(ص) كه آنرا روح الامين از نزد پروردگار جهانيان فرو آورده است. اي محمد! نام هاي مرا گرامي دار، نعمت هاي مرا سپاس گوي و آنها را انكار نكن ... من تو را بر همه پيامبران برتري دادم و جانشينت را بر همه اوصياء برتري بخشيدم و تو را با دو فرزند دلبندت حسن و حسين گرامي داشتم. حسن را- پس از سپري شدن مدت پدرش- معدن علم خود قرار دادم و حسين را مخزن وحي خود قرار داده مدال شهادت را به او عطا كردم و مدت او را با سعادت پايان دادم كه او سالار شهيدان است ... معيار پاداش و كيفر من، اهل بيت اوست كه نخستين آنها سرور عبادت كنندگان و زينت دوستان گذشته من علي بن الحسين است و آنگاه پسرش- شبيه جد بزرگوارش- محمد است كه شكافنده علوم من و معدن حكمت من مي باشد... اين سخن از من به حقيقت پيوسته كه جايگاه جعفر را بس بلند گردانم و او را بوسيله دوستان و شيعيانش مسرور نمايم، پس از او فرزندش موسي را برگزيدم كه در عهد او فتنه اي به پا گردد. پس از سپري شدن مدت بنده، دوست و برگزيده ام موسي، در مورد يار و ياورم علي به انكار گرايند... او را اهريمني گردن‌كش مي كشد و در شهري كه بنده شايسته‌ام ذوالقرنين بنا كرده، در كنار بدترين مخلوقاتم به خاك سپرده مي شود. اين سخن به حقيقت پيوسته كه ديدگاه او را با فرزندش محمد روشن گردانم كه جانشين و وارث علوم اوست. او معدن علوم و محل اسرار من است... نيكبختي او را با فرزندش علي كامل گردانم كه يار و ياور من است و گواه من در ميان بندگانم و امين بر وحي من است. از او حسن را پديد آوردم كه دعوت كننده به سوي من و مخزن علوم من است. آنگاه سعادت او را به اوج رساندم با فرزندش «م ح م د» كه رحمت است براي جهانيان. كمال موسي، شوكت عيسي و شكيبايي ايوب با اوست... . (11) 

4- امام حسن مجتبي(ع) فرمود: همه خيرها در آن زمان است، زيرا قائم ما قيام مي كند و همه اين حوادث را از بين مي برد.(12)

 امام جواد(ع) نقل مي كند كه روزي حضرت علي (ع) در حاليكه به دست سلمان تكيه داده بودند وارد مسجد شدند. امام حسن نيز در محضر آن حضرت بود.در اين هنگام مردي با جامه هاي زيبا و فاخر وارد شد و به محضر امير مومنان (ع) عرض ادب و سلام نمود. سپس گفت: من از شما سه سوال دارم، اگر پاسخ گفتيد به دين شما مي گروم، و سه پرسش خود را مطرح ساخت. حضرت علي (ع) به امام حسن(ع) فرمودند: تو پاسخ بده. امام حسن مجتبي هم به هر سه سوال او پاسخ گفته و آن مرد ايمان آورد و به امامت يكايك ائمه اعتراف كرد تا به امام زمان رسيد، گفت: گواهي مي دهم به امام فرزند حسن عسكري كه نام و كنيه اش گفته نمي شود تا روزي كه ظاهر شود و جهان را پر از عدل و داد كند، آنچنان كه پر از ستم باشد. آنگاه امير مومنان را توديع كرد و از مسجد خارج شد. حضرت علي(ع) به امام حسن(ع) فرمودند:

او را تعقيب كن. اما امام حسن(ع) نااميد برگشته و فرمودند: او تا از در خارج شد ديگر ديده نشد. حضرت علي(ع) فرمودند: او خضر بود.(12) 

5- امام حسين(ع) مي فرمايد: دوازده مهدي از ما است كه نخستين آنان علي بن ابيطالب و آخرين آنها نهمين فرزند من است كه امام قائم به حق است. خداوند زمين مرده را به وسيله او زنده مي كند و دين حق را بر تمام اديان پيروز مي گرداند. براي او غيبتي است كه گروه هايي در آن، از دين برمي گردند و گروه‌هايي ديگر بر آئين خود استوار مي مانند و در اين راه آزارها مي بينند، به آنها گفته مي شود اين وعده كي واقع خواهد شد اگر راست مي گوييد. آنانكه بر اين آزارها و تكذيب ها صبر كنند مانند كسي هستند كه شمشير به دست گرفته در پيشاپيش رسول اكرم(ص) جهاد كند. 

6- امام سجاد (ع) فرمود: در قائم ما چند سنت از سنت هاي انبياء همچون آدم، نوح، ابراهيم، عيسي، يوسف، ايوب و محمد(ص) است. از آدم و نوح طول عمر است.از ابراهيم ولادت پنهاني است. از موسي ترس و غيبت است. از عيسي اختلاف آرا و نظرات مردم پس از اوست. از ايوب گشايش و فرج بعد از امتحان است و از محمد(ص) خروج با شمشير است.‌(13) 

7- امام باقر(ع) مي فرمايد:

هنگامي كه اوضاع دگرگون شود و مردم بگويند قائم مرده يا هلاك شده است، يا اينكه بگويند به كدام بيابان رفته؟! و آنها كه خواستار نابودي او هستند بگويند كسي‌كه استخوان‌هايش پوسيده چگونه ظهور مي كند، شما به ظهور او اميدوار باشيد و چون بشنويد كه ظهور نموده است به سوي او بشتابيد هر چند با خزيدن از روي برف باشد.(14) 

8- امام صادق(ع) مي فرمايد:او فرزند پسرم موسي است. او پسر خاتون كنيزان است. غيبتي كند كه اهل باطل در آن به شك افتند. سپس خداوند او را ظاهر مي نمايد و شرق و غرب زمين را به دست وي فتح مي كند

. عيسي بن مريم آمده و پشت سر او نماز مي گزارد و زمين به نور صاحبش روشن و منور مي گردد.(15) 

9- امام كاظم(ع) فرمودند: آن قائمي كه زمين را از دشمنان خدا پاك و از عدل و داد پر كند، چنانكه از ظلم پر شده بود، او نيز فرزند من است. او را غيبتي طولاني است، چون بر جان خود خائف است و در آن عصر(غيبت) گروه هايي از دين برمي گردند و جمعي پايدار مي مانند. خوشا به حال شيعيان ما كه در غيبت قائم به ولايت ما چنگ زنند و به دوستي ما و بيزاري از دشمنان مان ثابت بمانند. آنان از مايند و ما نيز از آنهائيم. ايشان به امامت ما راضي هستند و ما به پيروي آنها. خوشا به حال آنها، به خدا سوگند آنان در روز قيامت در درجه ما با ما هستند. 

10- امام رضا(ع) فرمود: قائم ما كسي است كه وقتي قيام كند، در سن پيران و سيماي جوانان است... او چهارمين فرزند من است. خداوند او را در حجاب و پرده خود غائب كند، سپس ظاهرش نمايد و زمين را به دست او از عدل و داد پر كند چنانكه از ظلم و ستم پر شده است. 

11- امام جواد(ع) مي فرمايد: قائم ما همان مهدي(عج) است. او كسي است كه در زمان غيبتش، واجب است انتظار كشيده شود و هنگاميكه ظهور كرد، اطاعتش كنند. او سومين فرزند از فرزندان من است. قسم به آن خدايي كه محمد(ص) را به نبوت مبعوث گردانيد و ما را به امامت انتخاب نمود، اگر از عمر دنيا فقط يك روز باقي مانده باشد، خداوند آن روز را چنان طولاني گرداند تا اينكه قائم ما در آن روز خارج شده و ظهور نمايد. پس با ظهورش جهان را از عدل و داد پر كند، چنانكه از ظلم و ستم پر شده است. 

12- عبدالعظيم حسني به امام هادي(ع) عرض كرد: پس از شما چه كسي مولاي من است؟ حضرت فرمود: پس از من فرزند من. مي داني مردم نسبت به جانشين پس از او چگونه‌اند؟ عرض كرد: براي چه؟ فرمود: براي اينكه شخص وي ديده نمي شود و نبايد او را با اسمش ياد كنند تا اينكه خروج كرده و زمين را پر از عدل و داد مي نمايد چنانكه پر از ظلم و ستم شده است. 

13- امام حسن عسكري(ع) فرمود: شما مردم را چنين مي بينم كه بعد از من درباره جانشينم اختلاف پيدا مي كنيد. آگاه باشيد! كسي كه معتقد به امامت امامان بعد از پيغمبر باشد ولي فرزند مرا انكار كند، مانند آن كسي است كه تمام پيغمبران را باور دارد، ولي نبوت پيامبر اكرم(ص) را منكر شود. در حاليكه هر كه منكر رسول خدا(ص) باشد، در واقع همه پيامبران را انكار نموده است. زيرا اطاعت آخرين نفرِمان مانند اطاعت اولينِ آنهاست و هر كسي كه منكر امامت ما باشد، آخرين نفر ما را نيز انكار نموده است. 

حضرت مهدي از ديدگاه اهل سنت

 در اينجا به پاره اي از احاديث اهل سنت درباره مهدي موعود اشاره مي كنيم:

 - مهدي از قريش است، مهدي از بني‌هاشم است، مهدي از اهل‌بيت است، مهدي از تبار رسول اكرم(ص) است، مهدي از نسل علي(ع) است، مهدي از اولاد فاطمه زهرا(س) است، مهدي از اولاد حسين(ع) است، مهدي از امامان اهل بيت است. (16)

 

2- او مردي پيشاني باز، دماغ باريك و سينه ستبر است.(17)

 

3- او را مهدي گويند، زيرا به چيزي كه از همگان پوشيده است راهنمايي مي كند. او تورات و انجيل را از سرزمين انطاكيه بيرون مي آورد. (18)

 

4- ما از اولاد عبدالمطلب سروران اهل بهشتيم. من حمزه سيد الشهداء، جعفر طيار، علي، حسن، حسين، و مهدي. (19)

 

5- پيامبر اكرم(ص) فرمود: اين دين- تا دوازده خليفه من هست- عزيز و سرافراز است. جابربن سمره مي گويد آنگاه مردم تكبير گفتند و سر و صدا كردند و رسول اكرم(ص) چيزي فرمود كه من نشنيدم، از پدرم پرسيدم كه حضرت چه فرمود. گفت: كُلُّهُم مِن قُرَيش: همگي از قريش‌اند.(20)

 

6- هر كسي مهدي را انكار كند كافر مي شود.(21)

 

7- برترين عبادت ها انتظار فرج است.(22)

 

8- سوگند به خداوندي كه مرا به پيامبري برانگيخت، آنها در زمان غيبت او از نور ولايت او برخوردار مي شوند هنگامي كه پشت ابرها نهان شود. اي جابر، اين از اسرار پنهان و علوم نهاني خداوند است. آن را مخفي بدار جز از اهلش. (23)

 

9- اَبدال در ميان اين امت سي نفر هستند كه دلهايشان چون قلب ابراهيم خليل است.هر گاه يكي از آنها بميرد خداوند يك نفر ديگر را به جاي او مي گمارد.(24)

 

10- بر پرچم حضرت مهدي(عج) نوشته شده: البَيعَةُ لِلّهِ. (25)

 

11- خوشبخت ترين مردم در عصر حضرت مهدي مردم كوفه هستند.(26)

 

 

موعود از ديدگاه اديان ديگر

 

به ذكر اجمالي نمونه هايي كوتاه از ديگر كتب آسماني در رابطه با موعود مي پردازيم: 

1- زبور:زيرا كه شريران منقطع شد، و اما منتظران خداوند وارث زمين خواهند شد. هان، بعد از اندك زماني شرير نخواهد بود، در مكانش تامل خواهي كرد و نخواهد بود و اما حليمان وارث زمين خواهند بود... و اما صالحان را خداوند تاييد مي‌كند.(27)

 - تورات: 

مسكينان را به عدالت داوري خواهد كرد...؛ گرگ با بره سكونت خواهد كرد، پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد... و در تمامي كوه مقدس من، ضرر و فسادي نخواهد بود. زيرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد. (28) 

3- انجيل: 

در آن وقت فرشتگان خود را از جهالت اربعه از اَنهاي زمين تا به اقصاي فلك فراهم خواهد آورد... ولي از آن روز و ساعت غير از پدر هيچكس اطلاع ندارد. نه فرشتگانِ در آسمان و نه پسر. پس بر حذر باشيد و بيدار شده دعا كنيد، زيرا نمي دانيد كه آن وقت كيِ مي شود.(29)

 4- كتب مقدسه هندوها: 

دور دنيا تمام شود به پادشاه عادلي در آخرالزمان كه پيشواي ملائكه و پريان و آدميان باشد. حق و راستي با او باشد. آنچه در درياها و زمين ها و كوه ها پنهان باشد، همه را به دست مي آورد و از آسمان ها و زمين آنچه باشد خبر مي دهد. از او بزرگتر كسي به دنيا نيايد.(30)

 5- كتب مقدسه مانويه:

خرد شهر ايزد بايد در آخرالزمان ظهور كند و عدالت را در جهان بگستراند.(31)

6- كتب مقدسه زرتشتيان:

موعود آخرالزمان در اوستا استوت ارت يا سوشيانت ناميده مي شود. چاره و درمان جميع دردها و رنجها با اوست، رنج و بيماري و پيري و ظلم و بدبيني و فساد را ريشه كن سازد. مردمان ناپاك را نابود سازد و همه آنها را براندازد.(32)

 7- جين ها:

هنگامي كه فساد و انحطاط و تباهي جهان را فرا گيرد‏، شخص كاملي كه آنرا تيز تنگر نويد دهنده گويند ظهور كرده، تباهي را از بين مي برد و پاكي و صافي را از نو مي آورد.(33) 

حضرت مهدي(ع) نعمت الهي است

 

ترديدي نيست که مهمترين و ارزنده ترين نعمت ها آن است که مايه شناخت و رسيدن به درجات والا و نعمت هاي اخروي شود و اين همان نعمت امام است که به وسيله او خداوند شناخته مي شود و عبادت مي گردد و بندگان به سبب او به مقامات عاليه و عنايات خاصه نائل مي آيند. چنانکه روايات بسياري گوياي اين امر است.

 

1-در اصول کافي به سند خود از حضرت علي(ع) نقل مي کند که آنحضرت در تفسير آيه: «اَلَم تَرَ اِلَي الذينَ لَدَّلوُا نِعمَةَ اللهِ کُفراً» آيا نديدي آنان را که نعمت الهي را به کفر بدل ساختند، فرمود: ما آن نعمت هستيم که خداوند بر بندگانش عنايت کرده، و به سبب ما در روز قيامت رستگار مي شوند.

 

2- در غاية المرام از دو تفسير «عياشي» و «قمي» نقل مي کند که حضرت علي(ع) درباره آيه «ثُمَّ لَتُسئَلُنَّ يَومَئِذٍ عَنِ النَعيمِ»، فرمود: ما نعيم هستيم. مثل همين حديث از امام صادق(ع) نيز رسيده است.

 

3- از حضرت موسي بن جعفر(ع) نقل شده که فرمود: ما نعمت مومن و علقم کافر هستيم. علقم، حنظل است، يعني خربزه جهل که به آن مثل مي زنند. البته کافر به خيال فاسد خودش امام را تلخ مي پندارد، چون از امام منزجر است.

 

4- در کفاية الاثر و کمال الدين از محمدبن‌زياد ازري روايت کرده اند که گفت: از مولايم موسي بن جعفر(ع) درباره آيه «وَاسْبَغَ عَلَيکُم نِعمَةً ظاهِرَةً وَ بَاطِنَةً»؛ و خداوند نعمتهاي ظاهر و باطن خويش را بر شما عنايت کرد(34)

 

سوال کردم، حضرت فرمود: نعمت هاي ظاهر، امام ظاهر و نعمت هاي باطن امام غائب است. راوي مي گويد پرسيدم آيا از امامان کسي هست که غائب شود؟ حضرت فرمود: بله. شخص او از ديدگان مردم غائب مي گردد ولي يادش از دلهاي مومنين پوشيده نمي ماند. او دوازدهمين تن از ما است. خداوند متعال براي او، هر سخت را آسان و هر سرکشي را رام گرداند و گنجينه هاي زمين را برايش آشکار مي سازد و هر دوري را برايش نزديک مي نمايد و هر سرکش گمراه کننده را هلاک، و به دست او هر شيطان سرکشي را نابود مي سازد. او فرزند بهترين کنيزان است که ولادتش بر مردم مخفي مي ماند و بردن نامش بر آنها جايز نيست تا اينکه خداوند او را آشکار گرداند. پس زمين را از عدل و قسط پر کند، چنانکه از ظلم و جور پر شده است. 

دين مهدي اسلام است

 

مفضَّل مي گويد: از امام سوال کردم تأويل «لِيَظهَرَهُ عَلَي الدِينِ کُلِّهِ» چيست؟ (يعني امام زمان(عج) چگونه بر همه اديان غالب مي شود)؛ حضرت فرمود: تاويل آن، اين آيه است «وَ قَاتَلُوهُم حَتَّي لا تَکُونَ فِتنَةً وَ يَکونَ الدَينُ کُلُّهُ للهِ» يعني: چندان از مشرکان بکُشيد که ديگر فتنه‌اي در ميان مردم نباشد و همه‌ي دين براي خدا باشد.

 

اي مفضل، به خدا قسم اختلاف را از ميان ملل و نحل و اديان برمي دارد و همه دين‌ها يکي مي‌شود، چنانکه خدا فرموده «اِنَّ الدِينَ عِندَالله الاِسلام» (35) و نيز فرموده «وَ مَن يَتَّبِع غَيرَ الاِسلامَ دِيناً فَلَن يُقبَل مِنهُ وَ هُوَ فِي الاخِرَةِ مِنَ الخَاسِرين»(36) هر کسي ديني جز اسلام را بپذيرد، هرگز از وي پذيرفته نمي شود و او در عالم آخرت از زيانکاران خواهد بود.

 

مفضل مي پرسد: آقا! آيا ديني که پدران او- ابراهيم و نوح و موسي و عيسي و محمد(ص)- داشتند، همان دين اسلام بود؟ حضرت فرمود: آري همان دين اسلام بود، نه غير آن! پرسيد: دليلي از قرآن بر اين مطلب داريد؟ حضرت فرمود: از اول قرآن تا آخر آن پر از دليل است. از جمله آيه: «اِنَّ الدِين عِندَاللهِ الاِسلام»است، و اين آيه «مِلَّةَ اَبِيکُم اِبراهِيمَ مُوسَاکُم المُسلِمين»(37)؛ اسلام دين پدر شما ابراهيم است و اوست که شما را مسلمان ناميد. و ديگر اين آيه است که خداوند در داستان ابراهيم و اسماعيل از زبان آنها نقل مي کند که گفتند «وَاجعَلنَا مُسلِمَينِ لَکَ وَ مِن ذُرِياتِنَا اُمَّةً مُسلِمَةً؛ (38) خدايا ما دو نفر را دو تن مسلمان و تسليم شده خود قرار ده و از اولاد ما نيز مردمي مسلمان بيرون آور. و ديگري آيه داستان فرعون است که مي فرمايد «وقتي فرعون مي خواست غرق شود گفت: ايمان آوردم به خداوند يگانه اي که بني اسرائيل به او ايمان آوردند. خدايي نيست و اينک من از مسلمانانم».(39) و در داستان سليمان و بلقِيْس- ملکه سبا- مي فرمايد «وَاتُونِي مُسلِمين»؛ در حاليکه تسليم شده ايد، مسلمين بياييد و چون بلقيس نزد سليمان آمد گفت «اَسلَمتُ مَعَ سُليمان للهِ رَبِّ العَالَمين»؛ من با سليمان به پيشگاه خداوند جهانيان اسلام آورديم و از زبان عيسي بن مريم(ع) مي فرمايد «مَن اَنصاري اِلَي اللهِ»؛ يعني عيسي گفت کساني که مي خواهند با پذيرش دين خدا مرا ياري نمائيد کيستند؟ «قَالَ الحَوارِيون نَحنُ»(40)؛ حواريون گفتند: ما ياوران دين تو هستيم. ما به خدا ايمان آورديم و شاهد باشد که ما مسلمان هستيم!

 

مفضَّل عرض کرد: آقا! اديان چند‌تاست؟ حضرت فرمود: چهار دين است و هر کدام دين جداگانه‌اي است. پرسيد: چرا مجوس را مجوس مي گويند؟ فرمود: براي اينکه سِريانيان خود را مجوس ناميدند و ادعا کردند که حضرت آدم و شِيث (هِبَةُ الله) ازدواج با مادران و خواهران و دختران و خاله ها و عمه ها و ساير محارم را براي آنها حلال کرده اند و ادعا مي کنند که آدم و شيث به آنها دستور داده اند که در وسط روز آفتاب را سجده کنند، و وقتي براي نمازِ آنها قرار نداده‌اند، در صورتي‌که اين ادعا افترا بر خدا و دروغ بستن بر آدم و شيث است.

 

غيبت حضرت

 

سدير مي گويد: از امام صادق(ع) شنيدم که فرمود: در قائم شباهتي به يوسف است. عرض کردم مثل اينکه از غيبت او سخن مي گوييد؟ حضرت فرمود: چرا مردم اين مطلب را انکار مي کنند. چرا اين مردم نمي پذيرند که خداي عزَّ و جلَّ آنچه با يوسف انجام داد با حجت خود انجام دهد. صاحب اين امر به طور عادي در ميان آنان زندگي، و در بازارهاي مردم راه برود و بر فرشهاي آنان قدم بگذارد در حاليکه مردم او را- با آنکه مي بينند- نشناسند. تا آنکه خداوند متعال اذن دهد که خود را به مردم معرفي نمايد. چنانکه يوسف به برادرانش گفت: چه کرديد در حاليکه جاهل بوديد. آنان گفتند: تو همان يوسف نيستي؟ فرمود: من يوسفم و اين برادرم است.

 

حضرت مهدي(عج) دو دوره غيبت داشتند؛ يک دوره غيبت صغري که از سن 6 سالگي آغاز گرديد (سال 260 هجري تا 330) که توده مردم و عُمّال دولت از زيارت جمالش محروم بودند ولي خواص و علماء به خدمتش رسيده، کسب فيض مي کردند و امور شرعي دين و دنياي خود را مي پرسيدند. مشاهير اين دوره چهار نفر (وکلاي اربعه) هستند که واسطه فيض او بودند. دوره ديگر غيبت از سال 330 شروع مي شود تا روزي که فرمان الهي صادر گردد و آن حضرت مأمور به قيام و ظهور شود. آن روز را هيچ بشري نمي تواند پيش بيني کند، چنانکه فرموده اند «کَذَّبَ الوَقَّاتُون بِرَبِّ الکَعبَة». حتي خود امام (ع) هم زمان آنرا نمي داند.

 

غيبت حضرت ولي عصر(عج) عواملي دارد همچون ظلم ظالمين، ضعف و سستي مردم، و آزمايش و امتحان الهي.

 

 

موانع ظهور حضرت

 

موانع ظهور حضرت ولي عصر(عج) را بايد در عوامل فردي و اجتماعي جستجو کنيم.

 

حضرت فاطمه(س) طبق فرمايشاتي که به شخصي به نام محمود بن لبيد از قول حضرت رسول(ص) فرمودند چنين گفتند: «خدا را شاهد مي گيرم که پدرم فرمود: علي بهترين کسي است که به جاي خودم در ميان شما باقي مي گذارم. اوست امام بعد از من و نيز دو فرزندم (حسن و حسين) و نُه فرزند حسين که پيشوايان شايسته اند. اگر از آنان پيروي نمائيد، آنان را هدايت کننده و هدايت شده خواهيد يافت و اگر به خلاف آنان حرکت کنيد و مخالفت نماييد، تا روز قيامت بين شما اختلاف خواهد بود.»(41)

 

حضرت بقية الله (عج) طي نامه اي به شيخ مفيد مي نويسند: «اگر شيعيان ما يکپارچه و يکدل به پيمان خود با ما وفا مي کردند، هرگز سعادت ديدار ما از آنان به تاخير نمي افتاد و همانا ديداري با معرفت- از سوي آنان نسبت به ما- بي درنگ به سراعشان مي آمد. تنها اعمال بدِ خودِ آنان است که آنان را از ما محروم نموده است.»

 

بر اين اساس موانع ظهور حضرت را مي توان در موارد ذيل خلاصه کرد:

 

 

1-عدم معرفت واقعي و احساس نياز:

اکثر افراد، معرفت صحيحي نسبت به امام زمان ندارند. براي اينکه به معرفتمان نسبت به امام زمان و ميزان احساس نيازمان به ايشان پي‌بريم؛ به فرمايش حضرت در تشرُّف يکي از اَحبار در مسجد جمکران توجه نمائيد. حضرت فرمودند «شيعيان ما به اندازه آب خوردني، ما را نمي خواهند. اگر بخواهند، دعا مي کنند و فرج ما مي رسد.»

 

به راستي آيا ما به اندازه آب خوردني- که وقتي تشنه مي شويم دنبال آن مي روي- به آب حيات که حضرت ولي عصر(عج) است، اهميت مي دهيم؟ در حالي که حضرت امام حسين و امام صادق(ع) مي فرمايند «لَو اَدرَکتُهُ لَخَدمتُهُ اَيامَ حَياتِي»؛ اگر زمان فرزندم حجة بن الحسن(عج) را درک مي نمودم تمام عمر خدمتگزارش بودم.

 

عدم معرفت، عدم نياز را در پي دارد.

 

 

2 - ناسپاسي:

يکي ديگر از موانع ظهور که از مردم نشأت مي گيرد، ناسپاسي و کفران نعمت مردم در برابر نعمات بي حد و اندازه مادي و معنوي خداوند- بخصوص نعمت ولايت که بزرگترين نعمت ها مي باشد- است. معصيت‌ها نشان دهند اين ناسپاسي هستند.

 

 

3 - وجود صفات رذيله و وابستگي به دنيا:

اين مساله از عدم معرفت عميق نسبت به امام زمان(عج) و غفلت از آن حضرت نشات مي گيرد. اگر ايمان داشتيم به اينکه هر لحظه ممکن است حضرت شرفياب شوند، و خانه دل خود را از جميع گناهان و صفات رذيله و حيواني و شيطاني، و محبت دنيا پاک مي کرديم و آن را براي تشريف فرمائي آن عزيز، به صفات حميده مزين مي نموديم. ولي غفلت بزرگي که ما را فرا گرفته، آنچنان ما را در صفات رذيله و محبت دنيا غرق نموده که اصلاً به فکر اينکه بايد براي فراهم نمودن ظهور امام زمان(عج) قدري از آنچه که با شان و مقام آن حضرت منافات دارد کناره بگيريم، نيستيم.

 

 

4 - نفوذ شيطان:

بديهي است وقتي مردم خانه دل خود را براي ورود امام زمان آماده نکنند، آنجا محل رفت و آمد شيطان مي شود و وقتي اين چنين شد، شيطان انسان را به هر جا بخواهد مي کشاند.

 

 

طول عمر و انتظار

 

همانگونه که مي دانيم موضوع طول عمر امام زمان(عج) در زمان شيخ صدوق- يعني تقريباً صد سال پس از غيبت امام زمان(عج)- مورد گفتگو و دستاويز دشمنان شيعه بوده، بطوري که آن عالم نامدار شيعه، در صدد بر مي آيد تا در کتاب کمال الدين در پاسخ به آنها برآيد. پس از صدوق؛ محمدبن ابراهيم نُعماني، شيخ مفيد، سيد مرتضي، کَراجَکي، شيخ طوسي و ساير بزرگان ما در کتاب‌هاي غيبت و کلامي خود، هر يک به شرح و بسط اين مطلب پرداخته‌اند.‌(42)

 

انتظار: انتظار فرج در واقع رغبت داشتن به ظهور دولت حقّه، و پر شدن زمين از عدل و داد، و غالب شدن دين اسلام بر ساير اديان است. انتظار.

 

کساني که در انتظار مصلح هستند، بايد خود نيز صالح و شايسته باشند، و کسي مي تواند در صدد اصلاح خود برآيد که امام زمان خود را بشناسد. وگرنه همچون کسي است که در دوران جاهليت زندگي مي کند و به مانند مردم جاهليت هم خواهد مرد.(43) امام صادق(ع) مي فرمايد «کسي که اين امر را بشناسد همانا انتظارش، فرج است.»(44)

 

حضرت رضا(ع) فرمود «آيا نمي داني که انتظار فرج جزء فرج است.»(45)

 

فضيلت انتظار

 

انتظار قائم برابر است با شهادت در راه خدا. امام صادق(ع) فرمود «کسي‌که در حال انتظار ظهور بميرد، همانند فردي است که با قائم در خيمه اوست». پس از اين سخن، امام قدري درنگ کردند و فرمودند «نه، بلکه مانند فردي است که در رکاب مهدي(عج) شمشير زده باشد». سپس فرمودند «نه، به خدا سوگند همانند کسي است که در رکاب پيامبر اکرم(ص) شهيد شده باشد.»(46)

 

همچنين آن حضرت مي فرمايد «آن کسي که در انتظار امر ظهور به سر برد مانند فردي است که در راه خدا در خون خود غوطه ور شده است.» (47)

 

روزي پيامبر اکرم(ص) در جمع صحابه دوبار فرمودند «اَلّلهُمَّ لَقِّنِي اَخُوونِي» خدايا، ديدار برادرانم را نصيب فرما. صحابه گفتند: يا رسول الله، مگر ما برادران شما نيستيم. حضرت فرمودند «نه شما اصحاب منيد. برادران من مردمي در آخرالزمان هستند که به من ايمان مي آورند با اينکه مرا نديده اند. خداوند آنها را با نام و نام پدرانشان- پيش از آنکه از صلب پدرانشان و رحم مادرانشان بيرون بيايند- به من شناسانده است. ثابت ماندن يکي از آنها بر دين خود، از صاف کردن درخت خاردار با دست در شب هاي ظلماني دشوارتر است و مانند کسي است که پاره اي از آتش چوب درخت نعنا را در دست نگه دارد. آنها چراغ هاي شب تار مي باشند. پروردگار آنها را از هر فتنه تيره و تاري نجات مي دهد.»(48)

 

بر اساس اين آيه سوره آل عمران «يَا اَيُِهََا الذِينَ آمَنُوا اَصبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطُوا وَ اتَّقُوا اللهَ لَعَلَّکُم تُفلِحُون» اي کسانيکه ايمان آورده ايد [در غيبت امام زمان (عج)] با استقامت باشيد و در برابر فشارهاي دشمن مقاوم بوده و [با امام زمان] رابطه داشته باشيد. قوانين الهي را مراعات نمائيد، اميد است به رستگاري برسيد.

 

ارتباط با امام(ع) واجب است. چرا که کسيکه با امام زمان در ارتباط نباشد نمي تواند او را بشناسد و طبعاً در آتش جهل، و محبت دنيا و هواي نفس و بندگي شيطان خواهد افتد.

 

ائمه اطهار(ع) فرموده اند: بي ترديد مردم زمان غيبت که به امامت او معتقد و در انتظار ظهورش هستند، از مردم زمان هاي ديگر افضل و برترند. زيرا خداي تعالي به آنان عقل و درک و شناختي داده که غيبت برايشان همچون ظهور است. خداي متعال آنها را در آن زمان هم درجه افرادي قرار مي دهد که در رکاب رسول خدا شمشير مي زده اند. آنان در حقيقت داراي نيتي پاک و شيعيان راستين ما بوده اند و در پنهان و آشکار مردم را به سوي خداوند عزَّ و جلَّ فرا مي خوانند.(49)

 

از امام صادق(ع) نقل شده که فرمودند «اين امر واقع نخواهد شد مگر بعد از مأيوس شدن، نه به خدا قسم تا اينکه از هم جدا و ممتاز شويد. نه به خدا قسم تا اينکه خالص شويد. نه به خدا قسم تا اينکه آن کس که شقي باشد، شقي شود و آنکه سعيد باشد، بماند.

 

و نيز فرمود «چگونه خواهيد بود آنگاه که شما را نه امام و راهنمايي باشد و نه علمي. بعضي از بعضي بيزاري جويند. پس در آن هنگام از يکديگر ممتاز و جدا شويد، و خالص گرديد و غربال شويد.»

 

امام باقر(ع) فرمودند «هيهات، هيهات، فرج ما نخواهد بود تا اينکه غربال شويد، باز هم غربال شويد، باز هم غزبال شويد تا اينکه هرچه که تيره است پاک شود و برود و هرچه صاف است بماند.»

 

 

ظهور حضرت

 

 

زمان ظهور:

شيخ مفيد از امام صادق(ع) نقل مي کند که آنحضرت فرمودند «ندايي به اسم قائم در شب 23 ماه رمضان بلند خواهد شد. او در روز عاشورا قيام مي کند و آن روزي است که حسين بن علي(ع) کشته شده، گويي او را مي بينم که در دهم محرم بين رکن و مقام ايستاده و جبرئيل سمت راست او ندا مي دهد: بيعت براي خداست. با اين ندا شيعيان ما از اکناف عالم- در حاليکه زمين در زير پاهايشان در نور ديده مي شود- به سوي وي مي شتابند و با او بيعت مي کنند. خداوند به واسطه او زمين را مالامال از عدل مي سازد همانگونه که از جور و ستم پر شده باشد.»

 

در کتاب خصال از امام صادق(ع) روايت شده است که فرمودند «قائم ما اهل بيت در روز جمعه ظهور مي نمايد.»

 

در روايت ديگر هنگام ظهور روز شنبه گفته شده است. مَهذَّب بن فَهد و ديگران از امام صادق روايت کرده اند که «روز نوروز، روزي است که قائم ما اهل بيت و واليان امر در آن روز ظهور مي کنند. خداوند او را بر دجال پيروز مي گرداند، وي را در کناسه کوفه به دار مي کشند.»

 

 

 

مکان ظهور:

مفضل بن عمر از امام صادق(ع) پرسيد: مهدي در کدام سرزمين ظهور مي کند؟ حضرت فرمود «هنگام ظهورش هيچ کس او را نمي بيند. هر کسي جز اين به شما بگويد او را دروغگو بدانيد.»

 

سوال کرد: آقا! خانه مهدي کجاست و مومنين در کجا جمع مي شوند؟ حضرت فرمود «مقر وي شهر کوفه است و محل حکومتش مسجد جامع کوفه، و بيت المال و محل تقسيم غنائمش مسجد سهله- واقع در زمين هاي صاف و مسطح کوفه و نجف- است.» پرسيد: آيا همه اهل ايمان در کوفه خواهند بود؟ حضرت فرمود «آري، و الله در آن روز تمام مومنين يا در کوفه يا در حوالي کوفه هستند و در آن روز کربلا محل رفت و آمد فرشتگان و مومنين خواهد بود که در آن روز ارزشي متبرا دارد. چنان برکت بر آن روي مي آورد که اگر مومني از روي حقيقت در آنجا بايستد و از خداوند طلب روزي کند خداوند هزار برابر دنيا به او عطا مي فرمايد.»

 

 

تعيين وقت ظهور:

مفضل بن عمر از امام صادق(ع) پرسيد آيا ظهور مهدي منتظَر(عج) وقت معيني دارد تا مردم بدانند کي خواهد بود؟ حضرت فرمود «حاشا که خداوند وقت ظهور او را معين کند تا شيعيان آنرا بدانند.» پرسيد چرا؟ حضرت فرمود «زيرا وقت ظهور همان ساعتي است که خداوند مي فرمايد: يَسئَلونَکَ عَن السَاعَةِ اَيَّانَ مُرساها (50) اِنَّ اللهَ عِندَهُ عِلمُ السَاعَةِ» (51)

 

 

چگونگي ظهور:

مفضل از امام صادق(ع) سوال کرد حضرت مهدي(عج) از کجا و چگونه ظاهر مي شود؟ امام فرمود «اي مفضل! تنها ظاهر مي شود و تنها به خانه خدا مي آيد و تنها وارد آن مي شود و آن روز را به تنهايي به شب مي رساند. چون شب تاريک شد و همه مردم به خواب رفتند؛ جبرئيل، ميکائيل و صفوف ملائکه از آسمان نزد او فرود مي آيند و جبرئيل به آن حضرت مي گويد: اي آقاي من! سخنت روا و دستوراتت جاري است. آن حضرت دست مبارکش را به صورت مي کشد و مي گويد: حمد خدايي را سزا است که وعده خويش را استوار و ثابت فرمود و زمين را در اختيار ما گذارد که در هر جاي بهشت که بخواهيم منزل مي گزينيم چقدر خوب است پاداش عمل کنندگان.

 

 

حکومت حضرت:

ابوسعيد خدري از رسول خدا(ص) نقل کرده که حضرت فرمود «در زمان مهدي (عج) نِعَم الهي بصورت روزافزون از آسمان مي بارد. زمين نعم خود را بيرون مي ريزد، نباتات بهترين ميوه ها را مي دهد و آسايش امت اسلام کاملاً در آن عصر تامين مي گردد.»

 

ابوبصير از امام صادق(ع) روايت کرد که حضرت فرمود «هنگاميکه قائم ما قيام کند، چهار مسجد را در کوفه خراب مي کند.(52) و هيچ مسجدي را نمي گذارد جز اينکه کنگره و اشراف آنرا خراب مي کند و به حال ساده و بدون اشراف مي گذارد. شاهراها را توسعه مي دهد، هر گوشه از خانه را که واقع در راه عمومي است خراب مي کند و ناودان‌هايي را که مشرف به راه مردم است بر مي دارد. هر بدعتي را برطرف مي سازد و هر سنتي را پايدار مي نمايد. قسطنطنيه و چين و کوههاي گيلان را فتح مي کند... خيمه هايي نصب مي کند براي کساني که قرآن را همانطور که نازل شده به مردم تعليم دهند، در آن روز اين از مشکل‌ترين کارهاست. زيرا قرآن برعکس قرآن معني جمع آوري شده است. (53) او مانند پيغمبر(ص) زندگي مي کند و به روش اميرالمومنين(ع) رفتار مي نمايد.»

 

 

دبير‌خانه دايمي اجلاس حضرت مهدي

 

________________________________

 

1-اثبات الهداة، ج7،ص110

 

2-معاني الخبار، ص 65

 

3-کمال الدين، ص 378

 

4-همان

 

5-کمال الدين، شيخ صدوق، ص 287

 

6-بحارالانوار، ج 37

 

7-اثبات الوصية، ص 225

 

8-بحارالانوار، ج 51، ص 115، بشارة الاسلام، ص 52

 

9-نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 147

 

10-اصول کافي، ج1، بحارالانوار، ج 36، کمال الدين صدوق، ص 311

 

11-حديث شريف لوح که در غالب کتابهاي حديثي نقل شده است، از جمله: اصول کافي، ج 1، بحارالانوار، ج 36، غيبت نعماني، ص 30

 

12-بشارة الاسلام، ص 81

 

13-اصول کافي، ج 1

 

14-کمال الدين، شيخ صدوق، ص 322

 

15-همان

 

16-همان

 

17-شرح ابن ابي الحديد، ج 19، ص 130

 

18-عقد الدرر، ص 40

 

19-مطالب السول، ج 2، ص 126

 

20-سنن ابي داود، ج 4، ص 207

 

21-الفتاوي الحديثه، ص 32

 

22-سنن ترمزي، ج 5، ص 565

 

23-ينابيع الموده، ص 422

 

24-عون المبعود، ج11، ص 377

 

25-البرهان، ص 152

 

26-طبقات ابن سعد، ج 4، ص 4

 

27-مزامير، مزمور 37

 

28-کتاب اشعيا نبي، فصل 11

 

29-انجيل مرقص، فصل13

 

30-باسک، از کتب مقدسه هندوها

 

31-شابوهرگان، ترجمه مولي

 

32-سوشيانت، ص 104

 

33-اوپانيشاد، مقدمه، ص 54

 

34-مهدي موعود، علي دواني، ص 391

 

35-سوره آل عمران/ آييه 17

 

36-سوره آل عمران/ آيه 85

 

37-سوره حج/ آيه 77

 

38-سوره بقره/ آيه 121

 

39-سوره يونس/ آيه 90

 

40-سوره آل عمران/ آيه 45

 

41-عوالم، مجلد فاطمه زهرا(س) ، ج 55، ص 594، بحارالانوار، ج 36، ص 352

 

42-ر. ک: موعودي که جهان در انتظار اوست، علي، دواني، دبيرخانه دائمي اجلاس حضرت مهدي(عج)

 

43-اعلام الوري، شيخ طبرسي، ص 415

 

44-بحارالانوار، مرحوم مجلسي، ص 139، ج 52

 

45-همان، ج 52، ص130

 

46-بحارالانوار، ج 52، ص 126

 

47-کمال الدين ، منتخب الاثر، صافي گلپايگاني، ص 498

 

48-راز نيايش منتظران، ص 31

 

49-کمال الدين، ص 320

 

50-سوره اعراف/ آيه 187

 

51-سوره لقمان/ آيه 34

 

52-بعيد نيست که اين چهار مسجد همان چهار مسجدي باشد که سران لشگر کربلا بعد از شهادت امام حسين(ع) به شکرانه قتل آن حضرت در کوفه ساختند و معروف به مسجد ملعونه شد. فعلاً اين مساجد وجود ندارد ولي امکان دارد قومي بيايند و روي دشمني با اهل بيت آن را دوباره بنا کنند.

 

53-قرآني که امام زمان مي آورد و به مردم تعليم مي دهد با قرآن فعلي اين فرق را دارد که توسط مولاي متقيان جمع آوري شده به همان نحو که در مدت 23 سال گردآوري بود. ولي هيچکدام از لحاظ کلام الهي کم و کاستي ندارد، قران فعلي جمع آوري شده توسط عثمان بن عفان است.

 
 
 
 

آرشیو مطالب امام زمان (عج)

 

 

Portions of this page Copyright © 2007 . All rights reserved

Copyright © 2007 beiragh.net All rights reserved