|
مقام عصمت اهل بیت (ع)
پس از مسأله نبوت، عصمت اهل بیت(ع) مطرح است که در
اسلام و قرآن تأکید بسیار شده است. همانگونه که در مباحث قبل ذکر
شد این خاندان با عظمت از هرگونه آلودگی (ظاهری و باطنی) نفس و
پلیدی پاک هستند و در درگاه الهی دارای مقام والایی می باشند.
البته این مطلب به این معنا نیست که آنها چون دارای عصمتند از
گناه و پلیدی دوری می ورزند؛ بلکه این بزرگواران دارای چنان مقام
والایی هستند که نه آنها به سراغ گناه می روند و نه گناه و معصیت
به سراغشان می آید و این لازمه امامت و ولایت است؛ چرا که اگر
کسی برای اصلاح خلق و پاک کردن مردم از اوصاف پلید و رجس انتخاب
شود، ابتدا باید خود از هر نوع پلیدی پاک باشد و چون اهل بیت(ع)
از جانب پروردگاری هستند که خود نور مطلق است، پس خود نیز
باید مملوّ از نور مطلق الهی و عصمت خالق باشند. خداوند آنها را
بگونه ای آفریده است که رابطه میان خالق و مخلوق باشند. همانگونه
که چشم ما وسیله ای برای رسیدن روح و یا زبان ما وسیله ای برای
سخن گفتن روح است، ائمه (ع) نیز وسیله ارتباط میان خلق و خالق
هستند.
عصمت فرزندان اهل بیت(ع) نیز به گونه ای است که اینها
محو در عصمت و عصمت اهل بیت(ع) نیز در اینها محو
است، بطور مثال هرجا نوری باشد، از پرتو خورشیدی است که نور
افشانی می کند یعنی وجود پرتو نور وابسته به وجود خورشید است و
خورشید در حقیقت همان علوم و وحی الهی است که در وجود مقدس اهل
بیت(ع) می باشد که وجود این خورشید نیز خود وابسته به
حقیقت است.
پس می توان گفت عصمت فرزندان اهل بیت (ع) همچون پرتو
خورشید است که از خود خورشید منشأ می گیرد و عصمت اهل بیت
(ع) مانند خورشیدی است که متصل به وحی و حقیقت الهی می
باشد.
«واعتصموا بحل الله جمیعا و لا تفرقوا»
امام صادق (ع) در مورد این آیه فرمودند: «ما اهل بیت
حبل و ریسمان خداوند هستیم»
عبدالله بن عباس گوید: روزی با جمعی از اصحاب خدمت پیامبر
صوات الله علیه
نشسته بودیم. در این هنگام مردی اعرابی وارد شد و عرض کرد: یا
رسول الله! شنیده ام که تو فرموده ای آیه(واعتصموا بحل الله
جمیعا) نازل شده است. کیست آن حبل و ریسمان خداوند که ما به او
چنگ زنیم؟
پیامبر
صوات الله علیه و آله
ـ دست مبارکش را در دست امیرالمومنین (ع) نهاده و
فرمود: «چنگ زنید به دست علی علیه السلام که همانا این علی
(ع) ریسمان آشکار است.(که خداوند فرموده به آن چنگ زنید).»
بنابراین این اهل بیت (ع) همان ریسمان محکم الهی
هستند که اگر کسی به مقام عصمت این خاندان چنگ زند، به جایی می
رسد که دیگر ترک اولایی هم از او سر نمی زند.
« ومن یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم» «وهر کس به دین خدا
متمسک شود، محققاً به راه مستقیم هدایت یافته است».
در این آیه به مسلمانان توصیه شده که برای نجات خود از وسوسه های
دشمنان و هدایت بسوی صراط مستقیم دست به دامن لطف الهی شده و به
ذات پاکش و آیات کتابش و حقایق عالم آفرینش یعنی اهل بیت
(ع) متمسک شوند و صریحاً بیان می کند که راه راست در تمسک
جستن به خدا است.
از آنجا که ما سیر من الله الی الخلق نموده ایم و در پی سیر من
الخلق الی الله هستیم، پس تعبیر حبل الله که ریسمان نجات از دره
تاریک دنیاست، بسیار مناسب می باشد و اشاره به این حقیقت است که
انسان دارای حریت و آزادی است و برای نجات و رهایی از رنگ
بازیهای دنیا و جهل و نادانی خویش نیاز به مربی و راهنما یعنی
حبل الله دارد تا به تمسک جسته و مسیر هدایت را یافته و خود را
از نظر روحی به (قاب قوسین او ادنی) برساند.
«فاما الذین امنوا بالله و اعتصموا به فیدخلهم فی رحمه منه و فضل
و یهدیهم الیه صراطا مستقیما».
«پس آنان که به خدا گرویدند و به او توسل جستند، به زودی آنها را
به جایگاه فضل و رحمت خود(بهشت ابدی) درآورده و آنان را به راه
راست (راه سعادت و کمال) رهبری فرماید».
پس اگر کسی ایمانی راسخ نسبت به خدا داشته باشد و به ریسمان الهی
چنگ زند، خداوند او را در رحمت بی پایانش وارد خواهد کرد و همچون
قطره ای که در دریا صفات دریا را به خود می گیرد، این انسان نیز
در دریای بیکران فضل و رحمت الهی غوطه ور شده و رنگ صفات خدایی
را به خود می گیرد. امام صادق (ع) فرمودند: «منظور از
صراط مستقیم در آیه فوق امیرالمومنین است». و در حدیث دیگری
فرمودند: «منظور از آیه فوق کسانی هستند که به ولایت
امیرالمومنین و ائمه تمسک می جویند».
منبع: كتاب «اسرار اهل بيت عليهم السلام »ـ مؤلف: عباس
استادآقايي
نگين خلقت و صادق آل عصمت
بدانکه در بین علمای امامیه مشهورآنست که ولادت با سعادت آنحضرت
در 17 ربیع الاول بوده وعلامه مجلسی نقل اجماع بر آن فرمود و
اکثر علماء اهل سنت
دردوازدهم ماه ذکر نموده اند در سالی که اصحاب فیل فیل آوردند
برای خراب کردن کعبه معظمه و به حجاره سجیل معذب شدند.مادر گرامی
آنحضرت آمنه و پدرش عبدالله که آن بزرگوارهنوز بدنیا نیامده بود
که پدرشان از دنیا رفتند.
در
حدیث معتبر از علی "ع" نقل شده است که چون حضرت رسول "ص" متولد
شد بتهایی که درکعبه گذاشته بودند همه بر رو درافتادند و چون شام
شد این ندا از آسمان رسید:
جاء الحق وزهق الباطل ان الباطل کان زهوقا
و
جمیع دنیا درآنشب روشن شد.... وشیطان گریخت و میگفت بهترین امتها
و بهترین خلائق و گرامی ترین بندگان وبزرگترین عالمیان محمد
(صلی الله علیه وآله)است.
اخلاق شریفه آن
حضرت:
بیان اخلاق و اوصاف شریفه حضرت مانند کسی می ماند که آب دریا را
با پیمانه بپیماید لیکن مختصری برای زینت مطلب عرض می نمائیم
.درکتاب منتهی الآمال (شیخ عباس قمی ره) در خصوص اخلاق شریفه
حضرت ذکر شده که حضرت هرکه را می دیدید سلام میکرد... وبدون
احتیاج سخن نمیفرمودو کلمات جامعه میگفت که لفظش اندک و معنیش
بسیار بود ....ازبرای فوت امور دنیا بغضب نمی آمد،واز برای خدا
چنان بخشم می آمد که کسی اورا نمی نشناخت.در آداب مجلس آن حضرت
چنین بود که در مجلسی نمی نشست و برنمی خاست مگر با یاد خداودر
مجلس برای خود جای مخصوص قرار نمی داد وچون داخل مجلس میشد در
آخر مجلسی که خالی بود می نشست و مردم را به این امرمی
فرمود.مجلس شریفش مجلس بردباری و حیاوراستی و امانت بود و
صداها درآن بلند نمی
شد
و بدگویی کسی در آن گفته نمی شد.
ادب حضرت:
یکی از خصائص بارز حضرت ادب آن بزرگوار بود ومی
فرمود: به کسی دشنام مده.اگر دیگری به دروغ به تودشنامی
داد،تواورا به چیزی که میدانی بددهنی نکن :که{در اینصورت}پاداش
از آن تو،وگناه از آن اوست.
امانتداری:
پیش از طلوع خورشید اسلام و پس از آن نیز میان دشمنانش به "امین
" شهرت داشت . خود می فرمود:شخصی که در دنیا به امانت خیانت کند
وآنرا به صاحبش پس ندهد و بعد بمیرد ،به دین من نمرده است و خدا
را در حالی ملاقات خواهد کرد که (ازاو) خشمگین است.
حق
گرائی:اگر
پای حقی در میان میآمد ، دیگر کسی را نمی شناخت و احدی را یارای
ایستادگی در مقابل آن عزیز نبود،تا آن
که
آن حق را یاری می
کرد.
خوش خلقی:حضرت
در این امر نیز زبانزد همگان بود.
ایشان فرمودند:در ترازوی عمل کسی در روز قیامت ، چیزی بهتر ازخوش
خلقی گذاشته نمی
شود.
نزدیک ترین همنشین من در رستاخیز،خوش اخلاق ترین شما...است.
فعالیت اقتصادی:
ایشان میفرمودند:کسی که از دست رنج خویش بخورد،روز رستاخیز در
ردیف پیامبران قرار میگیردو پاداش آنان را دریافت میکند.حضرت
علاوه برتاکید و تشویق به فعالیتهای اقتصادی ، هماره گم نکردن
راه درست اقتصادی و آلوده نشدن به حرام را فرا چشم و گوش
مسلمانان قرار می دادو میفرمود :
کسی که از پذیرفته شدن نیایش هایش شاد می شود،باید{راه}درآمدش
راپاکیزه سازد.
خانواده:
همواره به تشکیل خانواهد تشویق میکردو مردمان را از بی همسری بیم
میداد ومیفرمود:بیشتر دوزخیان بی همسرانند.دورکعت نماز کسی که
همسر دارد،بهتر ازهشتاد ودو رکعت نماز انسان بی همسر است.
وفات حضرت:اکثرعلمای شیعه اعتقاد دارند که وفات حضرت در 28 صفر
بوده است.در کشف الغمه از امام باقر"ع" روایت شده است که رحلت
آنحضرت در سال دهم هجرت بوده و عمر شریفشان 63 سال بوده است.چهل
سال در مکه ماند تا وحی براو نازل شدو بعد ازآن سیزده سال در مکه
ماند و چون به مدینه هجرت نمود53 سال از عمر شریفش گذشته بودو ده
سال هم در مدینه ماند.
شیخ طبرسی ومفید (رضوان الله علیهما) نقل کرده اند که چون حضرت
از سفر حجه الوداع مراجعت نمودو برآنحضرت معلوم شد که رحلت او
بعالم بقا نزدیک شده است پیوسته در میان اصحاب خطبه می خواندو
ایشانرا ازفتنه های بعد ازخود بمخالفت فرموده های خود حذر می
نمود...
در
روایات معتبر وارد شده است که آنحضرت بشهادت از دنیا رفت چنانکه
صفار بسند معتبر از امام صادق "ع" نقل کرده که زن یهودیه آنحضرت
را زهر داد در گوشت گوسفندی و چون حضرت قدری از آن را تناول
فرمود ، آن مقدار گوشت خبر داد که من زهرآلوده ام پس حضرت آنرا
انداخت و پیوسته آن زهر در بدن آنحضرت اثرمیکرد تا آنکه بهمان
علت ازدنیا رحلت دنیا فرمود.
فضیلت زیارت حضرت:
حضرت رسول "ص" فرمود هرکه مرا زیارت کند در حیوه من یا بعدازفوت
من ، شفیع اوگردم در روز قیامت.
شیخ صدوق ازامام صادق"ع" روایت کرده که فرمود: هرگاه احدی از شما
حج کند باید حجش را ختم کندبه زیارت مازیرا که این ازتمامی حج
است.حضرت امیر "ع" فرمود : تمام کنید حج خود را به زیارت حضرت
رسول "ص" که ترک زیارت آن حضرت بعد ازحج جفاوخلاف ادب است .
امام صادق "ع" نیز فرموده اند ما برهمه اهل شهرها فضیلت داریم
خواه مکه وخواه غیر مکه ، به سبب زیارت وسلام ما بر رسول خدا"ص".
منابع : منتهی الآمال – شیخ عباس قمی ص 10-78 /
نگین هستی – حسین سیدی
زندگاني امام سجاد عليه السلام
حضرت سجّاد (ع) پدري چون حسين دارد و
مادرش دختر يزدگرد پادشاه ايران است كه دست
عنايت حق بطور خارق العاده اين دختر را
به امام حسين مي رساند. شرافت اين زن آن است كه مادر نه نفر از
ائمة طاهرين مي شود و چنانچه حسين (ع) اب
الائمه است. اين زن نيز ام الائمه است. و اما از نظر فضايل
انساني: امام سجّاد (ع) گرچه با اهل بيت عليهم
السلام وجه اشتراك در همة فضايل دارند و
هيچ فرقي ميان آنان از نظر صفات و فضايل انساني نيست، اما از نظر
گفتار و كردار شباهت تامّي به جدشان اميرالمؤمنين عليه السلام
دارد. ايمان
امام سجاد (ع)
اميرالمؤمنين (ع) در دعاي صباح مي گويد:
«يا من دل علي ذاته بذاته. اي
كسي كه برهان وجود
خود هستي.»
حضرت سجّاد
نيز در دعاي ابوحمزة ثمالي مي گويد: بك عرفتك
وانت دللتني عليك وعويني اليك ولولا انت
لم أدرما انت.
«تو
را به خودت شناختم و تو دلالت نمودي مرا بر خودت
و دعوت نمودي به خودت و اگر نبودي، ترا
نمي شناختم.» اين
گونه كمات منتهاي ايمان را مي رساند و اين همان
ايمان شهودي است كه اميرالمؤمنين مي
فرمايد: لو كشفت لي الغطاء ما ازددت يقينا.
«اگر بر فرض محال ممكن بود خدا را بر اين چشم ظاهر
ديد و مي ديدم بر يقين من كه الآن به ذات مقدس حق دارم افزوده
نمي شد.»علم امام سجّاد (ع) اگر اميرالمؤمنين عليه السلام مي گويد: «از من
بپرسيد هرچه مي خواهيد كه به خدا قسم تمام وقايع را تا
روز قيامت مي دانم، حضرت سجاد نيز مي گويد: «اگر
نمي ترسيدم كه مردم در حق ما غلوّ
كنند، وقايع را تا روز قيامت مي گفتم.»
تقواي امام سجاد(ع) اميرالمؤمنين
عليه السلام مي فرمود: والله لو اعطيت الاقاليم السبعة وما تحت افلا
كها علي ان
اعصي في نملة اسلبها جلب شعيرة ما فعلت
به خدا قسم اگر تمام عالم هستي را به من دهند كه به
مورچه اي ظلم كنم و بيجهت پوست جوي را از دهان آن بگيرم، نمي كنم.»
حضرت سجّاد نيز مي
فرمود:
تعصي الاله
وانت تظهر حبّه هذا لعمري في الفعال بديع لو كنت تظهر حبه لأطعته
ان المحب لمن يحب مطيع
«خداوند را معصيت مي
كني و ادعا مي كني كه او را دوست داري. به جان من اين ادعا از عجايب
امور است. اگر
راستي خدا را دوست داشتي او را اطاعت مي كردي، زيرا محّب هميشه
مطيع محبوب
است.»
در اين اشعار نيز
امام سجاد مي گويد محال است كه خداوند را معصيت كنم، زيرا او را دوست
دارم.
عبادت امام سجاد
)ع)دربارة
اميرالمؤمنين گفته شده است كه روزها به ايجاد باغ و قنات براي فقرا و
محتاجين مشغول
بود، و تا به صبح عبادت مي كرد. حضرت سجّاد نيز چنين بود چه
بسيار باغها و قنوات كه
به دست ايشان براي ديگران آباد يا ايجاد شد. عبادت
و سجدة او به حدي بود كه به زين
العابدين و سجّاد ملقّب شد.
از رسول اكرم روايت شده كه روز قيامت خطاب مي شود: «كجا است زين
العابدين؟» و مي بينم كه فرزندم علي بن الحسين
جواب مي دهد و مي آيد. از امام باقر
روايت شده كه: «پدرم را مي ديدم كه از كثرت عبادت پاهاي او ورم
كرده، و صورت او
زرد، و گونه هاي او مجروح، و محل سجدة او پينه
بسته بود.»
سخاوت، فتوت و رأفت
امام سجّاد (ع) در
تاريخ است يكي از كارهاي اميرالمؤمنين (ع) اداره كردن فقرا بطور
مخفيانه بوده است.
اميرالمؤمنين شبها خوراك، پوشاك و هيزم به خانة بينوايان مي برد،
و آن بينوايان حتي
نمي دانستند كه چه كسي آنها را اداره مي كند.
همچنين ميان مورخين مشهور است كه امام
سجاد (ع) چنين بوده است.
راوي مي گويد: در محضر امام صادق (ع) بوديم كه از مناقب اميرالمؤمنين (ع) صحبت شد و گفته شد هيچ كس قدرت عمل
اميرالمؤمنين را ندارد و شباهت هيچ كس به
اميرالمؤمنين، بيشتر از علي بن الحسين نبوده است كه صد خانواده را
اداره مي كرد.
شبها گاهي هزار ركعت نماز مي خواند.»
از طريق اهل تسنن روايت شده است كه چون حضرت سجاد شهيد
گشت روشن شد كه آن حضرت صد خانواده را بطور مخفي اداره مي كرده است.
زهد امام سجّاد (ع)
چنانچه
اميرالمؤمنين (ع) زاهد به تمام معني بوده است و
دلبستگي به مالي و به كسي جز به خداي
متعال نداشته است. همچنين بوده است امام سجاد (ع). لذا به اصحاب
خود سفارش مي فرمود: اصحابي، اخواني،
عليكم بدار الآخرة ولا اوصيكم بدار الدنيا فانكم عليها وبها
متمسكون اما بلغكم ان عيسي عليه السلام قال
للحواريين. الدنيا قنطرة فاعبروها ولا
تعمروها. وقال: من يبني علي موج البحر داراً؟ تلكم الدار الدنيا
ولا تتخذوها قراراً.
اي ياران من،
برادران من، مواظب خانة آخرت باشيد من سفارش دنيا را به شما نمي
كنم زيرا شما بر آن
حريص هستيد و به آن چنگ زده ايد. آيا نشنيده ايد
كه حضرت عيسي به حواريون مي گفت:
دنيا پل است، از روي آن بگذريد و به تعميرش نپردازيد! چه كسي روي
موج آب خانه مي
سازد؟ موج دريا اين دنيا است، به آن دلبستگي
نداشته
باشيد.»
شجاعت
اميرالمؤمنين (ع)
شجاعت اميرالمؤمنين (ع) زبانزد خاص و عام است. و اگر گفتار امام
سجاد (ع) را در مجلس ابن زياد و در مجلس يزيد و مخصوصاً
خطبة آن بزرگوار را در مسجد شام
در نظر بگيريم شجاعت اين بزرگوار نيز بر ما روشن مي شود.
اميرالمؤمنين شجاعت
خود را در ميدان براي افرادي مثل عمروبن عبدود و مرحب خيبري به
كار مي برد و فرزند
گرامي او امام سجّاد، شجاعت را در مجلس ابن زياد و مجلس يزيد و روي
منبر در مسجد
شام به كار برده است.
سياست امام سجّاد (ع) اميرالمؤمنين به اقرار همة مورخين از سنّي
و شيعه
پاسدار اسلام بود و رأي و تدبير او فوق العاده مفيد بود، چنانكه
عمر بيشتر از هفتاد
مورد گفته است: لولا علي لهك عمر، يعني: «اگر علي
نبود عمر هلاك شده بود.»
امام سجاد عليه السلام
در مدت سي و پنج سال پاسدار شيعه بود. مورخين معتقدند كه تدبير
امام سجّاد، مدينه
را و بسياري از شيعيان را از دست كساني چون يزيد و
عبدالملك مروان نجات داد.
حلم امام سجاد (ع) دربارة
اميرالمؤمنين گفتاري نقل شده و ايشان فرمودند: «برآدم بيخردي گذشتم كه
به من بد مي
گفت. از او صرف نظر كردم گويي كه او حرفي نزده است.» دربارة امام
سجاد نيز گفتاري
نقل شده است و ايشان فرمودند: «بر كسي گذشتم كه به
من بد مي گفت. بدو گفتم كه اگر
راست مي گويي خداوند متعال مرا رحمت كند، و اگر دروغ مي گويي خدا
تو را
بيامرزد»!
تواضع
امام سجاد |